این روزا خیلی دلم تنگ شده برا همه
مخصوصا دوستام{فاطمه چ. زهرا.فاطمه ز.خاطره . محدثه}
گفتم فاطمه چ یادم اومد اول همیشه بهش زنگ میزدم و تو مدرسه باهاش میگشتم![]()
اماحالا نههههه
مثله اول نیست
هر چه زنگ میزنم گوشیش خاموش هستش
تو مدرسه کم پیداست یا اینکه اگه اونو دیدم بهش سلام میدم
اماااا ...
خیلی دلم برااااش تنگ شده
نزدیکه سه ماه میشه باهاش نگشتم و حرف نزدم
خداااااااااااااااا![]()
[دلشکسته]
از طرف دیگه از حرفی که یکی زده ناراحتم اما بروم نمیارم![]()
امروز وقتی دیدم ناراحت هستش گفتم حال و احوالمو تغییر بدم و برم پیشش بگم بابا ول کن فرامووش کن من باید ناراحت شم نه تو
که بعد از شوخی و خنده مثله همیشه شد
من برم نیوردم
خداروشکر تونستم بخندونمش و یاد ببره
اما خدا میدونه چقد دلتنگ و دلگرفته هستم
+ نوشته شده در ساعت 16:17 توسط یه دوست
|
دلتنگم آه